السيد حامد النقوي

24

عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )

نقول يا اساطين العلم * و مراجيح الحلم * انظروا به عين الانصاف * تاركين للاعتساف * كيف سفر الحق غاية السّفور * و وضح نهاية الظهور * و بانت الطريقة الواضحه * و استنارت المحجّة اللائحة * و قام عمود الامر * و ذهب اختلاف البخر * حيث اقرّ مثل هذا الجاحد الغرير * بتفريطه و التقصير * فى امر هذا الخبر الرفيع الاثير * و ظهر صدق قوله تعالى فَاعْتَرَفُوا بِذَنْبِهِمْ فَسُحْقاً لِأَصْحابِ السَّعِيرِ * و هر گاه بر نهايت بطلان و شناعت و غايت اختلال و بشاعت تعلّلات سخيفه مخاطب منيف در ابطال حديث طير كه در متن ذكر فرموده مطّلع شدى حالا بعض تمسّكات واهيه كه براى ابطال اين حديث شريف در حاشيه كتاب جنابش مذكورست نيز بايد شنيد و كمال سماجت و فظاعت آن به عين بصيرت بايد ديد قال فى الحاشية نواصب گفته‌اند كه انس سه بار دروغ گفت كه رسول خدا صلى اللَّه عليه و سلم لجاجت خودست چنانچه در كتاب مجالس شيخ مفيد آمده پس چگونه حديث او را قبول كرده آيد انتهى و اين كلام محير افهام كاشف از مقدار غور و عقل و فهم و ولا و صفاى مخاطب قمقامست و به خدمت خدام و الا مقام او عرض مىشود كه اين كلام نواصب لئام و معاندين اغثام كه ملازمان عالى احتشام نقل فرموده‌اند نزد حضرت خود ايشان صحيحست يا باطل اگر شق اول اختيار كردند اتباع و اقتفا و تقليد نواصب عنيد بر نفس مبارك ثابت فرمودند و خود را مع اتباع و اشياع خود باسفل سافلين دركات و خفض درجات هبوطات رسيدند و معين همين شقست زيرا كه نقل كلامى و سكوت بر آن نزد مخاطب مسلم الثبوت و تلميذ رشيدش دليل تسليم و حجيّت آن بر نافلست پس هر گاه اين كلام نواصب نقل فرمودند و جوابى از ان ندادند حسب افادهءشان ظاهر شد كه آن كلام نزد آن عمدة الفحول مسلمست و مقبول و كفى به دليلا على سلوكه طريق النّصب المرذول و خيطه فى تيهاء العناد المغسول و ذهابه عريضا فى مهامه البغض المعلول و ايغاله شديدا فى سباسب الحقد المدخول و علاوه برين چون در متن كتاب اهتمام تمام در اثبات وضع اين حديث شريف دارند پس نقل كلام نواصب در قدح اين حديث شريف بهر وجهى كه باشد با وصف عدم ردّ و نكير برين تقرير و تزوير دليل صريح بر طيب نفس و رضا به اين تغريرست و اگر بهول و خوف مؤاخذه و دار و گير متسننين ؟ ؟ ؟ مظهرين ولاى اهل بيت طاهرين سلام اللَّه عليهم اجمعين ناچار تن به اختيار شق ثانى دادند وارد مىشود بر آن كه هر گاه اين كلام نواصب لئام نزد آن علّام باطل و فاسد النظامست پس باز چرا تصديع نقل كلام فاسد و باطل و زحمت ذكر خرافت لا حاصل كشيدند و تضيع وقت شريف و ايقاع اتباع و اشياع در خبط عنيف پسنديدند و اين صنيع بديع از مخاطب منيع در مقامات عديده سر زده كه بسيارى از كلمات را نيابة عن النواصب الاقشاب بمخاطبهء اهل حق اطباب مىدرآيد و نغمات بغض و عناد بآهنگ اغيار مىسرايد خوشتر آن باشد كه سرّ دلبران * گفته آيد در حديث ديگران و اصلى اين ست كه اين كلام مختل النظام صريح الانثلام را اعور ابتر بر زبان خرافت ترجمان آورده است پس اگر مراد مخاطب افخر از نواصب اعور ابترست فمرحبا بالانصاف و حبّذا الايتلاف و اطلاق نواصب كه صيغه جمعست